لری بویراحمدی یکی از شاخه‌های گویش لری است که مردم یاسوج و بعضی شهرستانهای اطراف آن صحبت می‌کنند.این گویش همچنین با تغییرات بسیار اندکی در شهرستانهای کهگیلویه و ممسنی صحبت می‌شود. لری بویراحمدی و لری بختیاری نیز شباهت داشته و به جز اندکی اختلاف در نحوه ادای کلمات یکی هستند.

این گویش با اختلاف بسیار اندک در شهرستانهای گناوه،دیلم و دشتستان نیز صحبت می‌شود.

بعضی از واژه‌ها در فارسی محاوره ای امروز فراموش شده و عموماً به جای آنها از کلمات عربی استفاده می‌شود ولی در لری به کار می‌روند

نمونه واژه‌ها و فعل‌ها و اصطلاحات

برای آشنایی، بعضی از واژه‌ها و افعال و اصطلاحات لری بویراحمدی که در فارسی امروز به کار نمی‌رود (یا کم به کار می‌رود) ذکر و معادل فارسی امروزی آنها یادآوری می‌شود:

واژه‌ها
  • ایسو:ایسون،اینسان،حالا-اکنون، iso?
  • اوسو:اوسون، آنسان، اونوقت ouso?
  • مِن: میان، توی men
  • تو:اتاق(من تو:توی اتاق)
  • پلشت: کثیف pelasht
  • پشنگه:ذرات مایعات که به اطراف پاشیده می‌شود peshenga
  • پشکو:چس فیل
  • جومه: جامهjooma
  • چارقد:روسری
  • دوال:کمربند daval
  • کنارآب:توالت
  • گُنج: زنبور Gonj
  • بنگشت: بنگشک-گنجشک bengesht
  • گلو:گربه goloo
  • بَندیر: منتظر bandir
  • تیه: دیه->دیده-> چشم tiya
  • نفت:دماغnoft
  • فیر:دماغfir
  • کلیچ:انگشت(اصطلاح کلیک کردن در کامپیوتر در اصل از این واژه نشات گرفتهclich
  • کچه: چونهkacha
  • کپ:دهان
  • کپدره:دهان دره
  • رَز: درخت انگور
  • پِرز:ذره
  • برد: سنگ bard
  • دوش:دیشب
  • پرندوش: پریشب
  • دیگ/دی: دیروز
  • پریگ: پریروز
  • پسین:عصر-غروب
  • دیسه:مدت-دوره زمانی disa
  • ودر:به در -بیرون(سیزده ودر:سیزده به در)
  • بوا:بابا
  • دا:دای:دایه:مادر
  • ککا/کاکا:برادر kaka
  • دَدَ/دَیه:خواهر dada
  • باوا/بَوا/بوآ:پدربزرگ
  • نَنَه:مادربزرگ
  • تاتَ:عمو tata
  • هالو:خالو_دایی
  • کُر:پسرkor (کُره که به معنی (بچه مذکر) است از همین ریشه است)
  • دُوَر:دختر
  • اُرسی:کفش
  • دین:دنبال، پیرو(رفتم دینش:رفتم دمبالش)(کلمه دین در عربی از فارسی قدیم گرفته شده‌است)
  • سی: برای (سی چه: برای چه)
  • بهر: سهم(بهر مو:سهم من)
  • وَته، ازته: اصلاً
  • هرگه: هرگاه، وقتی که
  • گهگون:سحرgahgoon
  • دس نماز:وضو
  • پساپس:عقب عقب
  • هیبا:(هی با)هم راستاhiba
  • گُهره:(گاهواره) نوبتgohra
  • گه:نوبت gah
  • ودستی:ازدستی:عمداً
  • وراسی!:به راستی-جدی! واقعا!
  • هیمه:هیزم
  • هوار:صاف (هموار)hovar
  • بالاخونه:پشت بام
  • سیک:کنج، زاویهsik
  • رهگه:محل عبورrahgah
  • سمه:سمبه-سوراخ
  • گندنا:تره(سبزی)gandana
  • کاسه‌پشت:لاک‌پشت
  • بق: قورباغه bagh
  • باهنده: پرندهbahenda
  • ورزا:گاو نر اخته با هیکل ورزیدهvarza
  • گوور:گودر،گوساله goovar
  • کره:بزغالهkaara
  • گندی:عدس gendi
  • بُنگ:بانگ، صدا
  • قایی:قادی، ساندویچ
  • پل:گیسو،گیسوی بافته شده pal
  • شربتین: کاسه کوچک، جام، شربت خوری Sharbateen
  • می بریز: ظرفی مانند ماهی تابهmay beriz
  • لت:پاره ای از چیزی(یه لت هندونه:یه تکه هندونه)-طرف(او لت:اون طرف)
اصطلاحات
  • وخوگرفتن:به خودگرفتن:اعتراف کردن
  • آمخته وابین:عادت کردن، آموخته شدن
  • بونگ کردن:صدازدن
  • ورفراهستن:یهو از خواب پریدن
  • بُل کردن: بال کردن، پریدن
  • دک زدن: درنگ کردن
  • سیل کردن: نگاه کردن
  • شی کردن: شوی کردن، شوهر کردن
  • بسی کردن: فرستادن
  • بهر کردن:تقسیم کردن
  • رو کردن:حرکت کردن(رو کن:حرکت کن)
  • تنگستن :tengestan پریدن
افعال
  • وَریس: برایست، پاشو
  • جیکسن:جیکستن،دویدن:جیکسم-جیکسی-جیکس-جیکسیم-جیکسیت-جیکسن
  • جستن:دویدن
  • واداشتن:نگهداشتن(وادار:نگه دار)
  • خُسیدن: خسبیدن، خوابیدن
  • اسدن: استدن، گرفتن(بسون:بگیر)
  • وابی: وابید-> وابود-> (شد)
در حقیقت اختلاف لری و فارسی از دو عامل مشخص ناشی می‌شود که عبارتنداز:
  • واژه‌های قدیمی که در فارسی امروز فراموش شده‌اند
  • نحوه ادای واژه‌ها به صورت شکسته و یا به شکل قدیمی تر آنها

به عنوان مثال افعال ماضی یا مضارع استمراری که با اضافه کردن «می» به ریشه فعل در فارسی ساخته می‌شود در لری بویراحمدی با اضافه کردن «ای» ساخته می‌شود:

  • می رم: ایرم
  • می رفتم: ایرفتُم
  • می پزم: ایپزُم
  • می پختم: ایپختم
  • می رفتند:ایرفتن

قابل توجه است که در فارسی قدیم مثلا(رفتندی) به معنی (می رفتند) بوده است. در لری بویراحمدی (ی) از آخر به ابتدای فعل آمده است.

به عنوان نمونه دیگر در فارسی، گذشته بیشتر افعال با اضافه شدن «ید» به قسمت اصلی فعل مضارع ساخته می‌شود مانند:

  • دوید: دو+ید
  • پرید: پر+ید
  • گریید: گری+ید

ولی بعضی کلمات مانند توانست و دانست به این صورت نبوده و با اضافه شدن (ست) به قسمت اصلی فعل مضارع ساخته می‌شوند. در لری بیشتر افعال گذشته با اضافه شدن این یکی(ست)ساخته می‌شوند مانند:

  • کندس: کندست، کنده شد
  • پَرس: پَرست، پرید
  • بُرس: بُرست، برید(از نفس افتاد)
  • خندس: خندید
  • درس : دریده شد
  • گریوس: گریه کرد
  • جیکس: دوس، دوید
  • چسپس: چسپید
  • خارس: خارید
  • جمبس: جمبید

ماضی نقلی در این گویش با اضافه شدن (اِ)به ماضی ساده ساخته می‌شود که در نوشتن به (ه)تبدیل می‌شود مانند:

  • رفتمه=رفته‌ام
  • گفتیه: گفته‌ای
  • بردیمه:برده‌ایم
  • گفتیته: گفته‌اید
  • گفتیه: گفته‌ای
  • ورگشتمه:برگشته ام
  • اشنفتمه: شنفته ام، شنیده ام
  • کردمه-کردیه- کرده-کردیمه- کردیته-کردنه:کرده ام-کرده ای- کرده -کرده ایم- کرده اید-کرده اند

واژه هادر گویش لری همان واژه‌های فارسی هستند که بعضی از آنها به صورت شکسته ادا می‌شوندو در بیشتر موارد حروف صدادار تغییر می‌کنند یعنی مثلاً آ به او و او به‌ای تبدیل می‌شود و یا حروفی که در یک کلمه تلفظ آنها کمی مشکل است حذف می‌شوند مانند:

  • زونی:زانو
  • نون:(نان)
  • واری:وارو
  • دس:دست
  • چو:چوب
  • رَه:راه
  • کُه:کوه
  • می:مو
  • رووَه:روباه
  • هونه:خونه
  • نخون:ناخن
  • او:آب
  • سوز:سبز
  • دو:دوغ
  • کلا:کلاغ

پاره ای از کلمات به شکلی شکسته شده اند که به نظر می آید ارتباطی با فارسی ندارند. مثلا کلمه (تیه)که همان دیده یعنی چشم می باشد:تیه->دیه->دیده یا کلمه من(men)که همان (میان) می باشد:من->مین->میون->میان.

علامت جمع در این گویش گَل می‌باشد که در خیلی از موارد به صورت مخفف یَل یا اَل تلفظ می‌شود مانند:اینگل(اینها)، اونگل(اونها)، کتابَل(کتابها)، شاخَیَل(شاخه‌ها) کلمه گله از همین ریشه گرفته شده است

ضمایر ملکی
  • ام-ات -اش- مون- تون- شون نمونه: کتابم- کتابت- کتابش- کتابمون- کتابتون- کتابشون
ضمایر شخصی
  • مو- تو- وی- ایمان- ایتان- ایشان
جمله‌ها
  • لری بیراحمدی یکی ا شاخَیَل گویش لریه:لری بویراحمدی یکی از شاخه‌های گویش لریه
  • وریس برَ درستَ بخون:پاشو برو درستو بخون
  • ینه سی ایشا خریدمه : این رو برای شما خریدم.
/ 3 نظر / 96 بازدید
لر بویراحمد

عالی بود.ممنون.

رضا

[گل]واقغا دستتون درد نکنه

فرخ

با سلام به خاطر کار زیباتون و کلمات قشنگتون تشکر می کنم طی نگاه اجمالی که انداختم دو کلمه (کلیچ و کچه) اشتباه ست و درست آن (چلیک و چکه)می باشد با تشکر