بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ   گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ این درگه ما درگه نومیدی نیست   صد بار اگر توبه شکستی بازآroses-desi-glitters-19 ای دلبر ما مباش بی دل بر ما   یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما   یا دل بر ما فرست یا دلبر ماای کرده غمت غارت هوش دل ما   درد تو شده خانه فروش دل ما رمزی که مقدسان ازو محرومند   عشق تو مر او گفت به گوش دل مامستغرق نیل معصیت جامه‌ی ما   مجموعه‌ی فعل زشت هنگامه‌ی ما گویند که روز حشر شب می‌نشود   آنجا نگشایند مگر نامه‌ی مامهمان تو خواهم آمدن جانانا   متواریک و ز حاسدان پنهانا خالی کن این خانه، پس مهمان آ   با ما کس را به خانه در منشانامن دوش دعا کردم و باد آمینا   تا به شود آن دو چشم بادامینا از دیده‌ی بدخواه ترا چشم رسید   در دیده‌ی بدخواه تو بادامینابر تافت عنان صبوری از جان خراب   شد همچو ر کاب حلقه چشم از تب و تاب دیگر چو عنان نپیچم از حکم تو سر   گر دولت پابوس تو یابم چو رکابگه میگردم بر آتش هجر کباب   گه سر گردان بحر غم همچو حباب القصه چو خار و خس درین دیر خراب   گه بر سر آتشم گهی بر سر آبroses-desi-glitters-19 کارم همه ناله و خروشست امشب   نی‌صبر پدیدست و نه هو شست امشب دوشم خوش بود ساعتی پنداری   کفاره‌ی خوشدلی دوشست امشباز چرخ فلک گردش یکسان مطلب   وز دور زمانه عدل سلطان مطلب روزی پنج در جهان خواهی بود   آزار دل هیچ مسلمان مطلب
/ 1 نظر / 12 بازدید
امیــــر

شعرهای قشنگی بود بعضی هاش تو ذهن خیلی ها نقش بسته و یادآور چیزای قشنگیه