فرهنگ پارسی زبانان، جوامع و فرهنگ‌هایی هستند که بر پایه یا تحت تاثیر شدید زبان، فرهنگ، کیستی، هنر و ادبیات پارسی قرار دارند

این عنوان لزوماً تنها ویژه فارسی‌زبانان نیست و ممکن است در مورد جوامع و فرهنگ‌هایی به کار برود که فارسی‌زبان یا ایرانی نبودند، اما از لحاظ زبانی و ساختار و جنس فعالیت‌های هنری و فرهنگی بر پایه یا تحت تاثیر شدید فرهنگ فارسی‌زبان بوده‌اند. برای نمونه جوامع فارسی‌زبان قبل از قرن نوزدهم شامل سلجوقیان تیموریان امپراتوری عثمانی، و همچنین قرمطیان که وابستگی نژادی با ایرانیان یا پارسیان نداشتند بودند. در حقیقت جوامع فارسی‌زبان یک مقوله چند فرهنگی است

با توجه به نفوذ تمدن پارسی در جوامع اسلامی، ریچارد فرای از دانشگاه هاروارد می‌نویسد:

« بارها تاکید کرده‌ام جوامع آسیای مرکزی چه ترک زبان چه ایرانی زبان، دارای یک فرهنگ، یک مذهب، یک مجموعه از ارزش‌های اجتماعی و سنت‌ها هستند که تنها زبان متفاوت آنها را از یکدیگر جدا می‌کند. اعراب دیگر نقش زبان پارسی در ساختار فرهنگ اسلامی خود را در نمی‌یابند. شاید آنها بخواهند گذشته را فراموش کنند ولی با این کار پایگاه‌های معنوی، اخلاقی و فرهنگی خود را حذف می‌کنند در حالی که بدون این میراث گذشته و احترام سالم بدان فرصت کمی برای ثبات و رشد مناسب وجود خواهد داشت.

لیستی از دولت ها و سلسله های فارسی زبان در ایران بزرگ

  • غزنویان
  • سلسله غوریان
  • سلجوقیان
  • خوارزمشاهیان
  • ایلخانان
  • تیموریان
  • صفویان
  • افشاریان
  • قاجاریان

در هند بزرگ

  • سلطنت دهلی
  • قطب‌شاهیان
  • گورکانیان

در آسیای صغیر

  • سلجوقیان روم

 

فرهنگ پارسی برای ۱۴ قرن بسیار شکوفا شد و رشد کرد و آن مخلوطی از زبان پارسی و فرهنگ اسلامی بود که در نهایت به فرهنگ غالب و حاکم بر بسیاری از نخبگان بزرگ ایران، آسیای صغیر، و جنوب آسیا تبدیل شد زمانی که در قرن هفتم و هشتم میلادی مردم ایران بزرگ توسط نیروهای اسلامی فتح شدند آنها جزو یک امپراتوری بسیار بزرگتر از هر امپراتوری پارسی پیش از اسلام شدندفرهنگ اسلامی نوین که تا اندازه زیادی بر پایه فرهنگ پارسی پیش از اسلام  و همینطور فرهنگ اسلامی و عربی بود توسط اعراب فاتح به منطقه معرفی گردید

فرهنگ پارسی به ویژه در میان اقشار نخبه، تا سرزمین‌های غرب، میانه و جنوب آسیا گسترش یافت. هرچند جمعیت زیادی در سرتاسر این منطقه گسترده شده بودند و به زبان‌ها، دین‌ها و قومیت‌ها و نژادهای گوناگونی وابستگی داشتند. فرهنگ و زبان پارسی توسط شاعران، هنرمندان، معماران، صنعتگران، حقوقدانان و پژوهشگران این مناطق گسترش یافت و روابطشان را با دیگر افراد منطقه فرهنگ و زبان پارسی از آناتولی تا هند نگه داشتند

صفویان و زنده شدن ایرانی‌گری

سلسله صفویانکه در قرن شانزدهم بر ایران حاکم گردیدند نخستین سلسله بومی ایران از زمان بوییان تا آن زمان بودند .که با توجه به اجماع نظر محققین از کردستان ایران برخاسته بودند و در قرن یازدهم به اردبیل مهاجرت کرده بودند.آنها بر هویت ایرانی دوباره تاکید کردند و یک حکومت مستقل ایرانی را برپا داشتند و فرهنگ ایرانی را رشد دادند و از آن نگهداری کردند .آنها از ایران یک سنگر معنوی و روحانی شیعی در برابر اسلام رسمی سنی ساختند، و ایران را مخزن سنت‌ها و فرهنگ پارسی و خودآگاهی ایرانی‌گری کردند

 

بنیان‌گذار سلسله صفویان ٬ شاه اسماعیل خود را دارای عنوان پادشاه ایران با یک مفهوم ضمنی از کشور ایران که از افغانستان تا فرات و از آمودریا و سیحون تا سواحل خلیج فارس امتداد داشت می‌دانست .جانشینان وی از این هم بیشتر رفتند و خود را ملقب به عنوان شاهان‌شاه نمودند.شاهان صفوی خود را مانند پادشاهان ساسانیان خدایگان (سایه خدا بر روی زمین) می‌دانستند ، معماری ساسانی احیا گشت، مسجدهای بزرگ برپا شد، چهارباغ های زیبا دوباره ساخته و نسخه ها گردآوری شد. (یکی از شاهان صفوی کتابخانه‌ای با ۳۰۰۰ جلد کتاب داشت) و نویسندگان (اهل قلم) را تشویق و حمایت کردند .صفویان شیعه را به ایران برای تمایز جامعه ایرانی از عثمانی معرفی کردند که رقیب سنی مذهب ایران در مرزهای غربی بود

عثمانی‌ها

در قرن ۱۴ برتری عثمانی‌ها در آسیای ضغیر افزایش یافت.عثمانی‌ها ادبیات پارسی را برای مدت پنج و نیم قرن پشتیبانی کردند و تعداد زیادی از نویسندگان و هنرمندان را مخصوصا در قرن ۱۶ جذب کردند یکی از نامدارترین شاعران پارسی دربار عثمانی فتح‌الله عارف چلبی بود.که همچنین وی یک نقاش و یک مورخ و همچنین آفریننده سلیمان نامه که زندگینامه سلیمان باشکوه بود نیز محسوب می‌شد در اواخر قرن ۱۷ آنها زبان پارسی را به عنوان زبان دربار و اداری امپراطوری عثمانی رها کردند و ترکی را جایگزین آن نمودند.تصمیمی که مغول‌های پارسی‌زبان هندوستان را به حیرت واداشت. سلطان سلیمان حتی دیوان شعری به زبان پارسی دارد

/ 0 نظر / 10 بازدید