دلم از قال و قیل گشته ملول

 

دلم از قال و قیل گشته ملول   ای خوشا خرقه و
خوشا کشکول لوحش الله، ز
سینه جوشیها   یاد ایام خرقه
پوشیها ای خوش ایام شام
و مصر و حجاز   فارغ از فکرهای
دور و دراز باز گیرم شهنشهی
از سر   و ز کلاه نمد
کنم افسر شود آن پوست
تخته، تختم باز   گردد از خواب،
چشم بختم باز خاک بر فرق
اعتبار کنم   خنده بر وضع
روزگار کنم

/ 0 نظر / 3 بازدید