فرهنگ‌نویسی در ایران به دوران ساسانیان بازمی‌گردد. زمانی که الفبای دین‌دبیره ابداع شد نیاز مبرم به ثبت و نگهداری از واژگان اوستایی که در آن زمان زبانی مرده محسوب می‌شد از سوی موبدان و دین‌پژوهان ایرانی احساس گردید. بدنبال آن فرهنگ‌هایی به زبان پهلوی و اوستایی ایجاد شد که از آن میان دو فرهنگ لغت بنامان فرهنگ اویم ایوک و فرهنگ پهلوی امروزه بدست ما رسیده‌است. همچنین بدلیل وجود هزوارش در زبان پهلوی که لغات آرامی بودند که در قرائت می‌بایست معادل پهلوی‌شان خوانده می‌شد فرهنگ‌نویسی هزوارشها نیز معمول بوده‌است. پس از اسلام بدلیل اینکه زبان عربی به عنوان زبان دینی و ادبی و علمی تا چند قرن نخست اسلامی در ایران رایج بود ضرورت آشنایی با این زبان فرهنگ‌هایی را پدید آورد. اما نخستین فرهنگ لغت فارسی که بیشتر برای رواج دادن زبان فارسی ادبی در ممالک ایران ساخته‌شده بود در آذربایجان و توسط خواجه نصیر طوسی بوجود آمد. مهاجرت ادیبان و علمای ایرانی در دوران متاخر به هندوستان و عثمان نیز فرهنگ‌نویسی‌های متعدد فارسی را موجب شد. از مهمترین فرهنگ‌های دیگر فارسی می‌توان تحفة الاحباب، برهان قاطع، فرهنگ جهانگیری، فرهنگ رشیدی، غیاث اللغات، آنندراج و فرهنگ نظام را می‌توان نام برد. در دوران معاصر نیز به تبعیت از واژه‌نویسی و فرهنگ‌نویسی رایج در غرب و با توجه به پیشینه این امر در ایران فرهنگ‌های نوین زبان فارسی پدید آمد. از برجسته‌ترین فرهنگ‌های معاصر فارسی لغت‌نامه دهخدا، فرهنگ معین، فرهنگ سخ، فرهنگ عمید و فرهنگ معاصر فارسی می‌باشند

فرهنگ نویسی نوین

در دوره معاصر جوامع فارسی‌زبان با توجه به آشنایی با امور لغت نامه نویسی و ادبی غرب و شیوههای نوین فرهنگ نویسی با الهام از سبک گذشته فرهنگهای جدید در زبان فارسی پدید آمدند. این فرهنگهای جدید که مملو از واژگان فنی و علمی اروپایی به ویژه از زبان‌های فرانسه، روسی و انگلیسی هستند عمدتا بر اساس نیازهای زبانی در کشور ایران نوشته‌شده‌اند. از مهمترین این فرهنگ‌ها می‌توان به لغت نامه دهخدا، لغت نامه معین، فرهنگ عمید و فرهنگ آریان‌پوراشاره کرد

/ 0 نظر / 7 بازدید