تعریف کلی، در زبان فارسی ۲۹ واج وجود دارد که به دو دسته واکه (مصوت) (۶ واج) و همخوان (صامت) (۲۳ واج) تقسیم می‌شوند

  • مصوت‌ها: /-َ/، /-ِ/، /-ُ و و/، /آ/، /ای/، /و و او/
  • صامت‌ها: /ء و ع/، /ب/، /پ/، /ت و ط/، ث، س و ص/، /ج/، /چ/، ح و ه/، /خ/، /د/، /ذ، ز، ض و ظ/، /ر/، ژ/، /ش/، /غ و ق/، /ف/، /ک/، /گ/، /ل/، /م/، /ن/، /و/، /ی/

پیرامون واکه‌ها نیز بدانید که در فارسی افغانی، فارسی ایرانی و فارسی تاجیکی اختلافاتی هست. یعنی فارسی افغانی هشت واکه، و فارسی ایرانی و تاجیکی شش واکه دارد.

البته به شرطی که هجا‌های مرکب را به حساب نیاوریم این گونه است، چون این سی لفظ در واقع شالودهٔ ناب زبان فارسی است.

واج‌ها و آواها واکه‌ها

زبان فارسی معیار، از لحاظ واکه‌ها امتیازهای بسیاری دارد و شاید در رستهٔ زبان‌های نادر و رایج دنیا باشد که این‌چنین است، و آن داشت تنها شش واج است، که سه به سه در برابر هم است، سه واکهٔ کوتاه و سه واکهٔ کشیده. در واقع در فارسی، در نهایت تنها شش واکه داریم که به تناسب هر کدام می‌تواند کشیده یا کوتاه باشد که دوازده گونه می‌شود.

جدول واکه‌های معیار فارسی

 
نمودار واکه‌های معیار فارسی

گویش معیار فارسی شش واکه دارد که از این قرار است:

دبیرهآوانگاری بین‌المللیلاتیننمونهـَ æ a برده /bæɾde/ ـَا ɒː ā, aa تاب /tɒːb/ ـِ e e فِریب /feɾiːb/ ـِی iː ī, i تیر /tiːɾ/ ـُ o o بُت /bot/ ـُوْ uː ū, u, oo نوش /nuːʃ/ دبیرهآوانگاری بین‌المللیلاتیننمونهـَه æ a نَه /næ/ ـِه e e چِِه /tʃe/ و o o تو /to/ واکه‌های کوتاهِ دراز

در فارسی، گاهی واکه‌های /ـُ/ و /ـِ/ به صورت /ـُوْ/ و /ـِیْ/ کوتاه تلفظ می‌شود:

اگر یکی از بخش (هجا) های واژه، دوواجی درست‌شده از همخوان و واکهٔ /o/، و نیز واجٍ دوم بخش بعدی /uː/ باشد، می‌توان /o/ بخش نخست را به /u/ تبدیل کرد؛ مانند بِبین، پرینتر (چاپگر)، کلید، سریشم (ژلاتین)، نگین، فرینی (فرنی)، نشیمن، پریز، سپید، ته‌نشین، ساکنین، آتِشین و …

همچنین اگر بخش (هجا) های واژه، دوواجی درست‌شده از همخوان و واکهٔ /e/، و نیز واجٍ دوم بخش پسین /iː/ باشد، می‌توان /e/ بخش نخست را به /i/ تبدیل کرد؛ همانند نُمودن، گشوده، بی‌سکون، درود، شگون، ورودی، شکوفه، شلوغ و ….

و نیز اگر بخش (هجا) های واژه، دوواجی درست‌شده از همخوان و واکهٔ /æ/، و نیز واجٍ دوم بخش بعد /ɒː/ باشد، می‌توان /æ/ بخش نخست را به /ɒ/ تبدیل کرد؛ همچون بهار، نماز، نهار (ناهار، غذای ظهر)، چهار، بی‌مَحابا، باصفا و ….

 

دبیرهآوانگاری بین‌المللیشرایطنمونهـَ ɒ یا æ پیروی از الگوی …ـَـَا… چَهَار /tʃɒhɒːɾ/ یا /tʃæhɒːɾ/ ـِ i یا e پیروی از الگوی …ـِـِی… کِلِید /kiliːd/ یا /keliːd/ ـُ u یا o پیروی از الگوی …ـُـُوْ… سُرُود /suɾuːd/ یا /soɾuːd/ واکه‌های کوتاه کشیده

گاهی واکه‌های کوتاه فارسی، می‌تواند کشیده تلفظ شود.

اگر در بخش (هجای) پایانی واژه یا تک‌واژ، پس از واکهٔ کوتاه دو همخوان آمده‌باشد، می‌توان واکه را کشیده تلفظ کرد. در واقع هنگامی که واکه پیش از دو همخوان چسبیده (دو حرف ساکن‌دار) آید.

مثلاً /سَرْد/ را می‌توان به صورت /sæːɾd/ یا /sæɾd/ گفت.

دبیرهآوانگاری بین‌المللیشرایطنمونهـَ æː پیروی از الگوی ـَـْـْ سَبز /sæːbz/ ـِ eː پیروی از الگوی ـِـْـْ زرشک /zereːʃk/ ـُ uː پیروی از الگوی ـُـْـْ کوشک /kuːʃk/ واکه‌های کشیدهٔ کوتاه

اگر واکه‌های کشیده پیش از /ن/ بیاید، کوتاه تلفظ می‌گردد. همچنین در دیگر موارد نیز معمولاً می‌توان این کار را کرد.

دبیرهآوانگاری بین‌المللینمونها ɒ نان /nɒn/ ی i ببین /bebin/ و u بیرون /biːɾun/ استثناها

همچنین استثناهایی هست که از این قرار است:

  • اگر ترکیب ـَی /ay/، در حالتی بیاید کهٔ ساکن داشته باشد، می‌گوییم «زبر بر «ی» سنگین است»، یعنی باید به صورت /ey/ خوانده می‌شود. مانند پَیاپَی /payaapey/ که پَی نخست به خاطر داشتن زبر، /pay/ خوانده شده و پِی دوم به خاطر زبر پشت «ی» ساکن، /pey/ خوانده می‌شود.

البته در حالت ـَیّـ استثنا است، مانند صَیّاد /sayyaad/.
زبر پشت «ی»ای که حرکت دارد، گاهی جای /ay/، /ey/ خوانده می‌گردد، مانند ترکیب «مَیِ انگوری» /mey e anguri/.

  • اگر ترکیب ـَو /av/ (/aw/)، در حالتی بیاید کهٔ ساکن داشته باشد، می‌گوییم «زبر بر «و» سنگین است»، یعنی باید به صورت /o/ (گاهی هم /ow/ و /ō/) خوانده می‌شود. مانند سَواره‌رو /savaare-ro/ که سَوار به خاطر داشتن زبر، /savaar/ خوانده شده و رو به خاطر زبر پشت واو ساکن، /ro/ خوانده می‌شود.

البته در حالت ـَوّـ استثنا است، مانند جَوّ /javv/.
زبر پشت واوی که حرکت دارد، گاهی جای /av/، /ov/ خوانده می‌گردد، مانند نَوین /novin/.

همچنین واکه‌های بلند نیز در واقع با واکه‌های کوتاه نوشته می‌گردد که اغلب نمی‌نویسندش. این الگوها این چنین است:

  1. ـَا = aa
  2. ـِی = i
  3. ـُو = u

پس حواستان باشد، بیت (کوچک‌ترین حافظهٔ رایانه) /bit/ را بیاد نوشت «بِیت»، و بیت (هر سطر در شعر) /beit/ را باید نوشت «بَیت»

تفاوت واکه‌ها در سه گویش

در درازای تاریخ، واکه‌های e (ـِ معمولی)، i (ای کوتاه)، ī (ای معمولی)، ē (ـِ کشیده)، u (او کوتاه)، ū (او معمولی)، ō (ـُ کشیده)، a (ـَ معمولی)، ā (آ معمولی)، o (ـُ معمولی) و ů (؟) در میان گویش‌های فارسی (افغانی، ایرانی و تاجیکی) تغییر کرند. جدول زیر این تغییر را نشان می‌دهد

شکل ابتدایی i ī ē u ū ō a ā افغانی e i ē o u ō a ā ایرانی e ī o ū a ā تاجیکی i e u ů a o همخوان‌ها

زبان فارسی بیست‌و‌سه نماینده واجی اصلی دارد. دو نماینده از این‌ها، دو نماینده (ن و ر) خود دو همخوان را نشان می‌دهد. واج ق نیز اخیرا در زبان فارسی آمده که تقریباً همانند عربی تلفظ می‌شود، با این تفاوت که ق عربی بی‌واک و ق فارسی واک‌دار است.

پس به جرأت می‌گوییم که فارسی بیست‌و‌شش همخوان دارد.

جدول هم‌خوان‌ها

در زیر همخوان‌های فارسی معیار را می‌بینید. این همخوان‌ها در فراز و نشیب زمان دگرگون شده و به شکل امروزی در‌آمده‌است. فارسی همخوان غیر‌شُشی ندارد.

بر اساس جدول آوانگاری بین‌المللی، آواهای فارسی این‌گونه است:

ششیلبیلثه‌ایپس‌لثه‌ایکامینرم‌کامیزبان کوچکی (ملازی)چاکناییخیشومی م m ن n     ن ŋ     انسدادیواک‌دار ب b د d     گ g ق ɢ   بی‌واک پ p ت t     ک k   ء ʔ انسایشیواک‌دار     ج dʒ         بی‌واک     چ tʃ         سایشیواک‌دار و v ز z ژ ʒ   غ ɣ     بی‌واک ف f س s ش ʃ   خ x   ه h تک‌ضربی   ر ɾ           لرزشی   ر r           ناسوده   ل l   ی j       جدول دبیره‌ها

زبان فارسی ۳۲ دبیره دارد. از این ۳۲ دبیره، ۲۴ دبیره نمایندهٔ ۲۶ واج همخوان اند. البته در درازنای تاریخ دبیره‌هایی به فارسی افزوده یا ازش کم شدند، واج‌ها نیز این‌گونه است.

واکآوای بین‌المللیدبیرهنمایندهنمونه/p/ [p] پ پ تپ /tæp/ /b/ [b] ب ب برادر /bærɒːdær/ /t/ [t] ت، ط ت تا /tɒː/ /d/ [d] د د دوست /duːst/ /k/ [k] ک ک کُرد /koɾd/ /ɡ/ [ɡ] گ گ گروه /ɡoruːh/ /ʔ/ [ʔ] ا(ء)، ع ا(ء) معنا /mæʔnɒː/ /tʃ/ [t͡ʃ] چ چ چوب /tʃuːb/ /dʒ/ [d͡ʒ] ج ج جوان /dʒævɒːn/ /f/ [f] ف ف فشار /feʃɒːɾ/ /v/ [v] و و ویژه /viːʒe/ /s/ [s] س، ص، ث س سایه /sɒːje/ /z/ [z] ز، ذ، ض، ظ ز آزاد /ɒːzɒːd/ /ʃ/ [ʃ] ش ش شاه /ʃɒːh/ /ʒ/ [ʒ] ژ ژ ژاله /ʒɒːle/ /χ/ [χ] خ خ خانه /χɒːne/ /ʁ/ [ʁ] غ، ق غ باغ /bɒːʁ/ /ɢ/ [ɢ] غ، ق ق قلم [ɢælæm] /h/ [h] ه، ح ه هفت /hæft/ /m/ [m] م م مادر /mɒːdær/ /n/ [n] ن ن نان /nɒːn/ /ŋ/ [ŋ] ن ن رنگ /ɾæŋɡ/ /l/ [l] ل ل لب /læb/ /ɾ/ [ɾ] ر ر ایران /iːɾɒːn/ /r/ [r] ر ر ترش /torʃ/ /j/ [j] ی ی یا /jɒː/ وردش‌های واج‌گونه‌ای

آوا‌های /د/ و /ت/، هم نوکی‌دندانی و هم نوکی‌لثه‌ای تلفظ می‌شود.

واج‌های /پ/، /ت/، /چ/ و /ک/ هنگامی که در آغاز هجا باشد، حلقی و دمشی ادا می‌شود. (دمش در برابر بازدمش)

هر گاه /پ/ و /ت/ پس از /س/ بیاید، حلقی و دمشی ادا می‌شود. (دمش در برابر بازدمش)

نرم‌کامی‌های انسدادی (/ک/ و /گ/)، پیش از سه واکهٔ پیشین (/ـَ/، /ـِ/، /ی/)، کامی می‌گردد. در واقع از حالت رقیق (مانند کنجکاو و گرگان) به حالت غلیظ (مانند کیان و گیر) بدل می‌آید. این حالت گاهی پیش از برخی حرف‌ها و ساکن نیز پدید می‌آید. این همان قضیهٔ /ک/ کوکویی و /ک/ کفگیری است.

در فارسی پهلوی، واج‌های غ نمایندهٔ [q] و ق نمایندهٔ [ʁ] بوده‌است. در فارسی دری معیار، دیگر تفاوتی میان دو دبیره نیست، بلکه بسته به موقعیت، /غ/ و /ق/ تغییر می‌کند، البته /غ/ نمایندهٔ [ʁ] و /ق/ نمایندهٔ [ɢ] است؛ لیکن اگر هرکدام در آغاز واژه بیاید، [ɢ] تلفظ می‌شود. البته اگر رسمی نگاه کنیم، /ق/ = /غ/، یعنی هر دو نمایندهٔ [ʁ] است. واج نمایندهٔ اصلی نیز /غ/ است، چنان که در فرهنگ معین نیز پس از ارایهٔ توضیح، [ɢ] را آوای اصلی می‌گیرد. در این فرهنگ، /غ/ و /ق/ را با چیزی شبیه [ɣ] می‌نماید. البته تفاوت در گویش /غ/ و /ق/، در فارسی‌زبانان مشهود است، مثلا گویش افغانی و تاجیکی، و نیز لهجه‌های کرمانی و یزدی در هر صورت سر معیار دری نیز اختلاف است.

زنشی لثه‌ای /ɾ/، در آغاز واژه می‌تواند به زنشی بدل شود ([r]). البته این تلفظ تقریباً در فارسی آزاد است و اول و آخر نمی‌شناسد.

/n/، اگر پیش از /گ/، /ک/ و /ق/ آید، می‌تواند به صورت /ŋ/ تلفظ شود. نیز اگر پیش از /ق/ (/ɢ/) یا /غ/ (/ʁ/) بیاید، می‌تواند به صورت /ɴ/ نیز تلفظ شود. البته /ن/ را دندانی (/ɴ/)نیز تلفظ می‌کنند.

همخوان /ء/ در آغاز واژه، یا در آغاز تکواژ در هنگام ترکیب تکواژ‌ها، در صورتی که واج پیشینش همخوان باشد، می‌تواند حذف شود. مانند فناوری و فن‌آوری، نیز «آب آورد» /ʔɒːb ʔɒːværd/ و /ʔɒːb ɒːværd/، و نیز کم‌عرض /kæm-ʔærz/ و /kæm-ærz/. اگر پیش از /ء/ همخوان بیاید، در برخی شرایط /ء/ حذف شده و واکه‌ها ادغام می‌شود. مانند کی است؟ /ki ʔæst/ و کیست؟ /kist/، و نیز روده‌اش /ɾude-ʔæʃ/ و /rudæʃ/ (بیشتر در عامیانه).

واج /و/ پیش از همخوان‌ها نمی‌آید، به جز خودش، یعنی مگر هنگامی که /و/ تشدید دارد -که در حکم دو /و/ پشت سر هم است-، ما در فارسی پس از /و/ همیشه واکه دریم، چنان‌چه -همان طور که گفتیم- اگر در پایان هجا بیاید نیز معمولاً به شکل /ـُ/ یا /ـُ/ کشیده تلفظ می‌گردد. در فارسی باستان یا پهلوی، این واج پیش از همخوان‌ها می‌آمده که در دری به /ب/، /ف/ یا /پ/ بدل گشته. مثلا /و/ در گرو /grev/(؟) در مصدر «گرفتن» به /ف/ تبدیل شده‌است.

جدول زیر برخی از وردش‌ها را به طور تقریبی می‌نماید. البته دقیق نیست.

واک یا آوای بین‌المللیشرایط احتمالیدبیرهنمایندهنمونه[p] آزاد (؟) پ پ تپ /tæp/ [pʰ] آمدن در آغاز هجا یا پس از /س/ ساکن پ پ پدر /pʰedæɾ/ [t] آزاد (؟) ت، ط ت پرت /pært/ [tʰ] آمدن در آغاز هجا یا پس از /س/ ساکن ت، ط ت تا /tʰɒː/ [t̪] آزاد (؟) ت، ط ت پرت /pært/ [t̪ʰ] آمدن در آغاز هجا یا پس از /س/ ساکن ت، ط ت تا /t̪ʰɒː/ /d/ آزاد د د دوست /duːst/ /d̪/ آزاد د د دوست /d̪uːst/ [kʰ] آمدن در آغاز هجا ک ک کُرد /kʰord/ [k] اغلب نیامدن پیش از واکه‌های پیشین ک ک مکث /mæks/ [kʲ] اغلب آمدن پیش از واکه‌های پیشین ک ک تکی /tækʲi/ ترکیب [kʲ] و [kʰ] اغلب آمدن پیش از واکه‌های پیشین در آغاز هجا ک ک کیش /'kʰiʃ/ [ɡ] اغلب نیامدن پیش از واکه‌های پیشین گ گ گروه /ɡoruːh/ [ɡʲ] اغلب آمدن پیش از واکه‌های پیشین گ گ گیر /ɡʲir/ /ʔ/ آزاد ء، ع ء معنا /mæʔnɒː/ - در آغاز واژه (در عبارت) یا تکواژ (در واژه) و آمدن پس از همخوان ء، ع ء من آمدم /mæn ɒːmædæm/ /tʃ/ آزاد (؟) چ چ چوب /tʃuːb/ /tʃ/ {در آغاز واژه‌ها، دمشی چ چ چوب /tʃuːb/ /ʁ/ آزاد غ، ق غ باغ /bɒːʁ/ /ɢ/ در آغاز واژه (؟) غ، ق ق قلم [ɢælæm] /n/ آزاد ن ن نان /nɒːn/ /n̪/ آزاد (/) ن ن نان /n̪ɒːn̪/ /ŋ/ آمدن پیش از /گ/، /ک/ و /ق/ ن ن رنگ /ɾæŋɡ/ /ɴ/ آمدن پیش از /ق/ (/ɢ/) یا /غ/ (/ʁ/) ن ن انقلاب /eɴʁelɒːb/ /ɾ/ آزاد ر ر ایران /iːɾɒːn/ /r/ آزاد (؟) ر ر ترش /torʃ/ تکواژ /ذ/

در فارسی دری، تکواژی بوده با نشان /ذ/ که امروزه اغلب به ز یا د بدل گشته‌است. در گویش معیار کنونی فارسی، /ذ/ = /ز/ = /z/.

قاعدهٔ /ذ/ در دری این بوده که هرگاه /د/ در میان دو واکه باشد، به صورت /ذ/ تلفظ می‌شود، حتیٰ اگر بعدش واکه‌ای نباشد و نیز همخوانی نیاید (\س از واکه، /ذ/ دارای ساکن باشد

واک یا آوای بین‌المللیشرایط احتمالیدبیرهنمایندهنمونه[ð] در گذشته، هرگاه پیش و پس از /د/ همخوانی نیاید ذ ذ گنبذ(تلفظ گذشتهٔ گُنبد) /gonbæð/ هم‌نشینی

برخی از واج‌ها برای راحتی تلفظ کنار هم نمی‌آید.

واج‌ها /ن/ و /ک/ کنار هم نمی‌آید. پس در پارسی /nk/ نداریم بلکه /ng/ یا // داریم. اگر واژه‌ای در فارسی «نْک» داشت، یعنی فارسی نیست یا اشتباه است، مثلا «بانک» انگلیسی، «انکار» عربی و «پنکه» هندی است. در فارسی واژه‌های «بانگ» و «انگار» و «پنگ» (خوشهٔ خرما) داریم

نیز واج‌های /ش/ و /گ/ کنار هم نیایند. پس در فارسی /ʃg/ نداریم که /ʃk/ داریم. در ضمن /ژ/ و /ک/ نیز کنار هم نمی‌آید که در پارسی /ʒk/ نداریم که /ʒg/ داریم. پس «پزشک»، «رشک»، «لشکر» و «اشکنه» درست است و پزشگ و رشگ و لشگر و اشگنه غلط است. در ضمن «مژگان» (/moʒgɒːn/) درست و مژکان غلط است.

/چ/ و /ج/ کنار هم نمی‌آیند، هم‌جنین است /ب/ و /پ/، /ش/ و /ژ/ و هر دو واجی که واجگاه مشترک داشته‌باشد.

واج /ن/ پیش از /ب/ و /پ/ می‌شود /م/، مانند «انبار» و «تن‌پوش» که می‌شود امبار و تم‌پوش.

/ 1 نظر / 14 بازدید
حمید

فرزانه خانم به پشتکار و دانش و خرد شما دروود می فرستم. بجاست که ایرانیان پارسی زبان از نوشته های شما بهره های فراوان ببرند. به پاس کوشش شما در زنده نگه داشتن زبان پارسی نزد من پیشکشی خواهی داشت که هرزمان دوست داشتی میتوانی برای گرفتنش سری به من بزنی! بدروود و با آرزوی بهترین ها