شکند گمانیک ویچار یا گزارش گمان‌شکن (به معنی شرحی برای رفع شبهه) کتابی به زبان پهلوی است که از کتاب‌های مهم زرتشتیان به شمار می‌رود. این کتاب برای اثبات بنیادهای دین زرتشت و در رد دین‌های یهودی، مسیحیت، مانوی و تا اندازه‌ای (با اندکی پایِش‌مندی) در باره اسلام نوشته شده‌است. نویسندهٔ این کتاب مردان‌فرخ پسر اورمزدداد است که در میانه سده نهم میلادی همزمان با نیمهٔ نخستین سده سوم هجری و در زمان فرمانروایی مامون خلیفه عباسی دست به کار نوشتن این کتاب زده‌است. او در این کتاب برای دین زرتشتی و رد ادیان دیگر پُرسمان‌های فلسفی بسیاری را پیش کشیده‌است که به پی بردن به باورهای ایرانیان در مسائل فلسفی ودینی یاری می‌رساند. پژوهشگران همچنین توانسته‌اند به یاری این کتاب بسیاری از واژه‌های فلسفی در زبان پهلوی را بشناسند

نویسنده این کتاب کوشیده‌است برای دفاع از دین زرتشت از برهان‌آوری‌های سازگار با خرد سود بجوید وی در کتاب خویش با نیکی از پیشینیان یاد می‌کند و می‌گوید که این کتاب بذری است که کسانی چون آذرباد پسر مهر اسپند و آذرفرنبغ پسر فرخزاد در گذشته افشاندند.

این نوشته پهلوی نشان می‌دهد که چگونه تا زمان‌ها پس از چیرگی عرب‌ها بر ایران، کسانی بودند که جلای وطن نکرده و در ایران زیر لوای دین رسمی تازه زندگی می‌کردند و برای اُستوانش کیش و آیینِ دیرینهٔ خود و دفاع از آن در برابر دین رسمی کشور و دیگر دین‌هایی که در آن زمانه در سرزمین ایران روایی داشتند می‌کوشیدند. پژوهش‌های استاد فریدون فضیلت بر روی گستره کتاب دینکرد نشان از نزدیکی تنگاتنگ میان «مردان فرخ» با «آذرباد پسر اِمید»، آخرین تدوین گر کتاب دینکرد دارد، بطوری که فرگرد نهم کتاب شکند گمانیک ویچار را باید، قطعه گمشده‌ای از کتاب سوم دینکرد دانست که فرنامهٔ آن در دینکرد و نوشتار آن در فرگرد نهم شکند گمانیک ویچار است برخلاف دیگر نویسندگان پهلوی که از دیدگاه شیوه نگارش بیشتر هَناییده از متن پهلوی یسنا هستند، مردان فرخ بیشر هناییده از ادبیات کتاب بزرگ دینکرد است. نبوغ بی مانند وی در فرگردهای اول تا پنجم کتاب به شکلی درخشان دیده می‌شود

مردان فرخ، در فرگردهایی از کتاب به پرسش‌های مهریار پسرِ مهماد اصفهانی پاسخ می‌گوید.

 

گزارش گمان‌شکن را یک دانشمند زرتشتی هندی به نام دستور نریوسنگ دهاول به زبان سانسکریت ترجمه کرد و این کتاب سپس به پازند برگردانده شد. دو نسخه قدیمی خطی از همین متن پازند با ترجمه سانسکریت را، ادوارد ویلیام وست اساس کار خود قرارداده و در سال ۱۸۸۵ میلادی، آن را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است و در سال ۱۸۸۷ متن پازند و ترجمه سانسکریت را با تصحیح و فرهنگ واژگان، با همکاری دستور هوشنگ جاماسب جی جاماسب آسانا در بمبئی به چاپ رسانیده‌است. مناس، استاد دانشگاه «فرایبورگ» هم این کتاب را با آوانویسیِ صورت پهلوی آن و ترجمه به فرانسه و شرح و توضیح به انضمام فرهنگی از صورت پهلوی واژه‌های آن، به سال ۱۹۴۵ میلادی در سویس به چاپ رسانیده‌است.

صادق هدایت چهار بخش پایانی آن کتاب را در کتابی به نام «گزارش گمان شکن» به پارسی برگردانده و بر آن مقدمه ای در ۱۴ صفحه نوشته است

/ 2 نظر / 6 بازدید
محمد علی پدرام

بادرود فراوان گرچه نمونه شعر وسرود فراوان از پیش از اسلام برای مادرکتابی نمانده است ویادی نکرده اند ولی این به خاطر آن است که ما امانت دار خوبی برای خودمان نبوده ایم . وگر نه شعر وسرود بسیار وجود داشته است که به تغلید وپیروی از آن ها شعر های پس از اسلام سرود ه شده است وهم اکنون هم برای سرایندگان وشاعران این روش وجود داشته است که شعری را مانند شعری از شاعری دیگر بسرایندبه همانندی شعر های حافظ ومولوی بنگرید به شعر های خیام وفرخی یزدی نگاه کنید وبه شعر های کودکان ودیگر گروه ها وسرود های روستا های دور دست نگاه کنید خواهید فهمید هر شعر تازه از نظر وزن وقافیه ودیگر هنر های شعری بگونه ای حالت تغلید را نشان می دهد ، گویی ناخواسته زبان شاعر دیگر را ربوده وخود چیزی بر آن افزوده است به نوحه ها هم کمی بنگرید که گاهی سراینده ی خاصی ندارند ولی شباهت شعری با دیگر شعر ها وترانه ها دارند . گویا شعر های بسیاری در قبل از اسلام وجود داشته است که بدین انبوهی باعث پیدا شدن شعر های پس از خودشان شده است واین نمی تواند اثر پذری از زبان عربی باشد زیرا مگر چقدر شعر از دوره ی جاهلیت وبعد از آن مانده ودیوان آنها یا صدای آن ها به

محمد علی پدرام

بادرود فراوان گرچه نمونه شعر وسرود فراوان از پیش از اسلام برای مادرکتابی نمانده است ویادی نکرده اند ولی این به خاطر آن است که ما امانت دار خوبی برای خودمان نبوده ایم . وگر نه شعر وسرود بسیار وجود داشته است که به تغلید وپیروی از آن ها شعر های پس از اسلام سرود ه شده است وهم اکنون هم برای سرایندگان وشاعران این روش وجود داشته است که شعری را مانند شعری از شاعری دیگر بسرایندبه همانندی شعر های حافظ ومولوی بنگرید به شعر های خیام وفرخی یزدی نگاه کنید وبه شعر های کودکان ودیگر گروه ها وسرود های روستا های دور دست نگاه کنید خواهید فهمید هر شعر تازه از نظر وزن وقافیه ودیگر هنر های شعری بگونه ای حالت تغلید را نشان می دهد ، گویی ناخواسته زبان شاعر دیگر را ربوده وخود چیزی بر آن افزوده است به نوحه ها هم کمی بنگرید که گاهی سراینده ی خاصی ندارند ولی شباهت شعری با دیگر شعر ها وترانه ها دارند . گویا شعر های بسیاری در قبل از اسلام وجود داشته است که بدین انبوهی باعث پیدا شدن شعر های پس از خودشان شده است واین نمی تواند اثر پذری از زبان عربی باشد زیرا مگر چقدر شعر از دوره ی جاهلیت وبعد از آن مانده ودیوان آنها یا صدای آن ها به