گویش ملایری گویشی از زبان لری است که مردم شهرستان ملایر در استان همدان ایران به آن تکلم می‌کنند.
نوع گویش ملایر از زیرشاخه‌های گویش‌های استان های میانی کشور قرار می‌گیرد که اندکی از گویش همدانی و همچنین لهجه اراکی تاثیر پذیرفته‌است. گویش نواحی مجاور شهرستان ملایر مانند بروجرد، نهاوند، تویسرکان و شازند با اختلاف زیادی با گویش ملایری دارد . در نهایت باید گفت که مردم شهرستان ملایر به زبان لری(لهجه ملایری) صحبت میکنند .

تحول آواشناسی

خوشه‌های همخوان آغازی پارسی میانه /st/ و /ʃt/ در گویش همدانی و در کنار آن گویش لری ملایری، در برخی موارد با واکه آغازی /e/ به کار می‌رود که خود /e/ در اثر هماهنگی واکه‌ای می‌تواند به /i/ تبدیل شود:

  • اِشکُفدَن («شکُفتن»، «اشکُفتن

بسیاری از اوقات خوشه همخوان پایانی یا میان‌هجایی /ʃd/ به جای /ʃt/ تلفظ می‌شود، با این وجود، این خوشه‌ها گاهی به همان صورت /ʃt/ تلفظ می‌شوند. این ویژگی در گویش اصفهانی و همدانی و گویش‌های استان همدان و نواحی اطراف نیز دیده می‌شود.

هخوان /d/ («د») پس از /n/ («ن») به /n/ همگون می‌شود و /nn/ به جای /nd/ تلفظ می‌شود:

  • کَنَّن («کندن»)، خورانَّن («خوراندن»)

با این حال، بیشتر تحصیل‌کردگان این منطقه، پیش از نشانه مصدری /æn–/ (–َن)، /d/ (د) را تلفظ می‌کنند که به دنبال آن مجموعه خوشه /nd/ (ند) به جای /nn/ (نّ) تلفظ می‌شود، همچنین /d/ (د) پایان ستاک گذشته پس از واکه پیش از خود و پیش از نشانه مصدری هم تلفظ می‌شود:

  • چوکانَّن -> چوکاندَن («فرو بردن»)
  • اِنجییَن -> اِنجیدَن («خُرد کردن»)

فعل‌ها پسوندهای شخصی حال شخصمفردجمعاول شخص –ِم / –ُم /em, om/ –یم /im/ دوم شخص ی /i/ –یت /it/ سوم شخص –َه /æ/ –َن /æn/

ستاک گذشته برخی از فعل‌ها به جای ختم به واکه و همخوان /d/ «د» فقط به واکه ختم می‌شود:

  • دی-، («دید-»)، دا- («داد-»)، خَری- («خرید-»)، بَخشی- («بخشید-»)، اَرزی- («ارزید-»)

 

فعل آینده

فعل آینده از مضارع ساده فعل خواستن + ریشه گذشته صرف نشده فعل ساخته نمی‌شود بلکه مانند بسیاری از گویش‌های ایرانی از حال اخباری + فعل حال التزامی ساخته می‌شود:

  • مُخوام بَخوانِم (می‌خواهم بخوانم به جای خواهم خواند)

برای نفی فعل‌های دارای پیشوند نشانه نفی مثل فارسی معیار پس از پیشوند قرار می‌گیرد:

  • وِرنِمِدارِن /veɾnemedɒɾen/ («برنمی‌دارند»، «ورنمی‌دارن»)

مصدر

  • مصدر از ستاک گذشته + /æn/ («-َن») ساخته می‌شود.

صرف فعل

نمونه صرف فعل برای کِردَن («کردن»):

حالت معلوم وجهزمانصرفتلفظپارسی معیاراخباری حال مُکُنِم /mokonem/ می‌کنم اخباری گذشته ساده کِردِم /keɾdem/ کردم اخباری گذشته استمراری مِکِردِم /mekeɾdem/ می‌کردم اخباری گذشته نقلی کِردَه‌م /keɾdæːm/ کرده‌ام اخباری گذشته نقلی استمراری مِکِردَه‌م /mekeɾdæːm/ می‌کرده‌ام اخباری گذشته بعید کِردَه بییِم، کِردَه بیدِم، کِرده‌یدِم /keɾdæ bijem, keɾdæ bidem, keɾdeːjdem/ کرده بودم اخباری آینده مُخوام بَکُنِم، مُکُنِم /moxɒm bækonem/ /mokonem/ خواهم کرد، می‌کنم اخباری حال ملموس دارِم مُکُنِم /dɒɾem mokonem/ دارم می‌کنم، در حال کردن هستم اخباری گذشته ملموس داشدِم مِکِردِم /dɒʃdem mekeɾdem/ داشتم می‌کردم، در حال کردن بودم التزامی حال بَکُنِم /bækonem/ بکنم

صرف فعل گوربییَن («گریستن»، «گریه کردن») در زمان گذشته ساده:

گذشته ساده گوربییَن شخصمفردجمعاول شخص گوربییِم /guɾbijem/ گوربیییم /guɾbijim/ دوم شخص گوربییی /guɾbiji/ گوربیییت /guɾbijit/ سوم شخص گوربی /guɾbi/ گوربییَن /guɾbijæn/ نمونه

  • بلند شو (ویری)
  • گذاشتم (هشتم)
  • نگاه کن (سکو)
  • دج خور (آدم بد غذا)
  • گیج رفتن (حمله کردن): مثلا" علی رفت گیجش یعنی علی بهش حمله کرد.
  • باع (حرف تعجب)
  • دور (آویزان)
  • چنه (چرا)
  • راق (خشن و زبر)
/ 7 نظر / 183 بازدید
م.ص

سلام. دوست عزیز بسیار مطلب خوی و تخصصی رو ارائه نمودید استفاده کردم .فکر می کنم بخشی از گویش فارسی دری هم در این الفاظ مخلوط شده باشه . آرزوی سربلندی و موفقیت دارم .[گل]

ارمان

عشق است عشق است آن دو پنجره ی روبروی هم عشق است آن دو حنجره ی روبروی هم عشق آینه ست. آیِنه ای در مقابلت آن را بگیر سمت ترک خورده ی دلت عشق آن نخِ رها ست که چون بادبادکی برده دل تورا به فضاهای کودکی عشق است آن صدای رها گشته از ازل عشق است آن طنین فرو خفته در غزل! این عاشقانه طعم گس عشق می دهد طعم معطر وملس عشق می دهد! از آن شمیم شیر و عسل در تراوش است چون مزه ی ترنج و انار است, میخوش است در تنگ سرخ عشق , دوماهی شناور است از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است عشق است آن دو پنجره روبروی هم…. *یداللَّه گودرزى(شهاب)

غلیرضا

ملایری گویشی از فارسی است.مقاله دکتر صارمی در این مورد رو بخونید http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/578698

پوریا

سلام دوست عزیز مردم شهرستان ملایر به زبان فارسی و لهجه ملایری صحبت میکنند نه زبان لری

س

خواهرم ملایری یا گویشی از فارسی ویا لهجه ای از کردی خودتان به لر نچسبانید

بهروز

جمع کنید بابا ملایری ها لر صد در صد هستند.این یارو که با حرف س کامنت داده،معلومه پانکرده و گوه زیادی خورده.اومده میگه گویش ملایری یا جزو کردی حساب کرده یا فارسیه.خخخخخ واقعا خنده داره.بعد این وسط حتما لری هویجه!!!.اشتراک کردی و فارسی کمتر از 20 درصده،در عین حال فلرسی با لری در بیش از 75 درصد در کلمات و واژگان مشترکند،چون که هر دوی این زبانها از دسته زبانهای جنوب غربی ایران هستند ولی لهجه کردی مال شمال غربه. اگر به شما کردهای زیاده خواه متوهم رو بدند،میگید،کل ایران که نه،کل جهان کردند!!؟!؟؟؛مردم هم اصلا آدم نیستند!!!جنابان پوریا و علیرضا که با اسم گوناگون پیام میدید و کاسه داغتر از آش برای مردم هستید،شما یا پانکردی و یا یه آدم مریض و مغرض هستی که کینه لرها رو داری؛هر کسی گویش ملایری ها رو با فارسی مقایسه کنه میفهمه که ملایری ها فارس نیستند و فارسی هم صحبت نمیکنند؛مردم ملایر لر هستند و گویششان لری هست و 1 درصد هم به فارسی یا هرگز به کردی شباهت ندارد،پس اینهمه دروغ تحویل مردم ندید و یاوه گویی نکنید و بین لرهای عزیز اختلاف نندازید.

بهروز

من خودم لر زنجانم.ما به بلند شو میگیم ووری.ملایری ها هم میگن ویری.کدوم فارس یا کردی به بلند شو میگن ویری؟؟!!!؟؟ما به نگاه کن میگیم سیکو دقیقا عین ملایری ها.فارس ها به نگاه کن میگن سیکو!!!؟؟؟!!کردها میگن سیکو؟!!؟؟!!؟ما به گذاشتن وسیله ای در جایی میگیم هشتم؛کردها میگن هشتم؟!!؟؟فارسها میگن هشتم؟؟!!؟البته بعید نمیدونم که شاید ما خودمان ملایری بوده ایم.در هر صورت مردم ملایر لر هستند و این وصله های فارس بودن و کرد بودن ملایری ها که از محالات است به مردم ملایر نمیچسبد.من خودم کل همدانو سفر کردم.تو جنوب استان یک نفرو ندیدم کردی یا فارسی صحبت کنه یا حتی بدونه.همشون اکثرا لری صحبت میکردن دقیقا عین خود ما.بعد شما به زور میخواین مردم ملایر رو به فارس!!؟ یا کرد!؟؟!! بچسبونید.ادعایی که هیچکس از شما نمیپذیرد.