گویش بروجردی یکی از گویش‌های گروه لرستانی زبان لری است که مردم بروجرد و نواحی اطراف آن با آن گفتگو می‌کنند این گویش با اندکی تفاوت لهجه در میان مردم شهرستان‌های تویسرکان، نهاوندبا نام گویش ثلاثی رواج دارد ریشه نام‌گذاری لری ثلاثی به ولایت ثلاث در دوره قاجار برمی‌گردد.  لغت‌نامه دهخدا زبان ساکنان شهرستان بروجرد را فارسی لری دانسته دانشنامه جهان اسلام نیز گویش مردم بروجرد را فارسی با گویش بروجردی عنوان کرده است

سطح زبانی

در بیشتر منابع موجود، از زبان مردم بروجرد با عنوان گویش بروجردی نام برده شده است که به این ترتیب سطح آن را در حد یک گویش تعیین می‌کند. منابع دیگری نیز هستند که بروجردی را یک لهجه در نظر گرفته‌اند که سطحی محدودتر از گویش است.

 

از دیدگاه احمد اسفندیاری ویژگی‌های زبانی گویش بروجردی به گونه‌ای است که آن تبدیل به یک گویش مستقل و هم ارز با گویش‌های رایج در غرب ایران مثل فارسی اراکی، فارسی همدانی، لری، لکی و کردی می‌کند. احمد اسفندیاری در مقدمه کتاب «گویش بروجردی» به صراحت بیان می‌دارد که گویش بروجردی نه لهجه‌ای از فارسی امروزی و نه شاخه‌ای از لری است، بلکه گویشی مستقل و هم ارز با لری، لکی و لهجه‌های فارسی اطراف است که ریشه در فارسی میانه و به ویژه زبان پهلوی دارد
همچنین به عقیده ایران کلباسی محقق زبان‌های ایرانی، گویش بروجردی جزو گویش‌های مرکزی و از دسته شمال غربی زبان‌های ایرانی است که بعد از لهجه‌های (فارسی) شیرازی، اصفهانی، یزدی، کرمانی و مشهدی، یکی از نزدیکترین گویش‌ها به فارسی است
از سوی دیگر در لغت نامه دهخدا اشاره‌ای به گویش مردم شهر بروجرد نشده است، اما در زیر مدخل شهرستان بروجرد آمده است:

زبان مادری سکنه شهرستان [بروجرد] فارسی لری و مذهب عموم مسلمانان شیعه اثناعشری است

امان الهی بهاروند بروجردی را از گویش‌های لری غربی می‌دانداریک جان آنونبی لری را به سه زبان لرستانی، بختیاری و لری جنوبی تقسیم می‌کند و بروجردی را در کنار خرم‌آبادی، نهاوندی، لری اندیمشک و گویش‌های روستایی در زمره گویش‌های زبان لرستانی می‌داند که با هم مشابهت واژگانی دارنددانشنامه ایرانیکا در توصیف شاخه‌های شمالی لری، از بروجرد، به عنوان یکی از مراکز مهم گویش‌های لری شمالی یاد کرده است آنونبی دلیل مشابهت واژگانی این زبان‌ها با فارسی را به دلیل قرض گیری واژه‌ای می‌داند

بر طبق کتاب درسی استان‌شناسی لرستان مردمان بروجرد ، اشترینان و بخشی از دشت سیلاخور ، دورود و ازنا به گویش بروجردی صحبت می‌کنند

ویژگی‌ها

  • برخی افعال در گویش بروجردی با افزودن الف مکسور به اول فعل آغاز می‌شوند. مانند:

اِشناختن = شناختناِشنفتن = شنفتناِشکسن = شکستناِشکاندن = شکاندن

  • در این گویش تبدیل گ در میانه جمله به یا زیاد دیده می‌شود:

وُرییَشتن = برگشتنمَیَز = مگس

  • همچنین در این گویش تبدیل حرف ب به حرف واو دیده می‌شود:

کباب = کواو (kavav)برداشتن = ورداشتن

  • گویش بروجردی دارای واژه‌هایی از دوره‌های کهن است:

ایواره = غروبمِهرآوه(merav) = جای رختخوابواژگان

فهرست زیر برخی واژگان فارسی و معادل آنها را در گویش‌ها و لهجه‌های رایج در استان‌های غرب ایران در ناحیه زاگرس نشان می‌دهد

فارسیبروجردیخرم‌آبادیکلهریلکیسورانیکورمانجیهورامیآب اِو آو، اُوْ ئاو ئاو ئاو av - باران بارو بارو واران واران، وه شت باران، وه رشت baran واران چشم چِش چَش یا تیئه چاو چه م چاو chav چه م اینجا اینجِه، اینجُ ایچه ئێره ئێره ئێره li vê derê - زیاد زیاد زیاد فره فره زۆر zor,pir,gelek,zaf فره داماد داماد دوما زاوا زوما زاوا zava, zaba - رهگذر رهگذر رهگوذر ڒێویار ڒێویار ڒێبوار rêwî - اتاق اتاق اتاق دێ دێ دێ، ژوور jûr, oda, olî - خانه خونه هونه ماڵ ماڵ ماڵ، خانوو mal, xanî - با وا، واردِ وا گه رد گه رد گه ڵ gel - بچه بَچَه بچه مناڵ ئایل منداڵ zarok - کلیه کلیه، گُردالَه گورداڵه گورداڵه گورداڵه گورداڵه gurchik - سهم، بخش سهم به ش به ش به ش به ش besh - نَمک نَمک نِمک نِمه ک خووا خووا xo - چیز شی، چی چـّی چێشت چـّێ شتێ tisht - روز روز، رو رووز ڒووژ ڒووژ ڒۆژ roj ڒوژ شب شِو شِوُ شو شو شو shev - خوش خوش خوُش خوه ش خوه ش خۆش xwosh وه ش شما شما شوما ئیوه هومه ئێوه hûn شمه زن زن زَهّ ، زێنه ژن ژه ن ژن jin - مرد مرد پیا پێا پێا پێا، مێرد mêr - پدر، بابا بابا، بوئَه بُووَه باوگ باوه باب bav - مادر نِنَه، مامان دا، دایَه داێک دأ داێک، داێه dayîk - پسر پسر کُر کور کور کُر kur - دختر دُختَر دُختِر دوت دت، ئافره ت کچ، کنیشک kech, dot - نفس نفس هناسه هناسێگ هناسێ هناسێ bêhn, henase - غروب ایواره ایواره ئیوواره ئیوواره ئێوواره êvar -

/ 1 نظر / 116 بازدید
محمداورنگی خورزوقی

باسلام خدمت سرکارخانم فرزانه دریاباری. تعدادزیادی از واژه های گویش مردمان خورزوق (شمال اصفهان) باواژه های اوستا وفرس قدیم طبق فرهنگ واژه های اوستا مطابقت وهم سنجش میباشد . وحدود 20 نام جایهای اراضی این محل کاملا با واژه های اوستا شباهت دارد. مثلا محلی بنام ( اشوا ) که دراوستا پیروان راستین زرتشت قیدشده. یا محلی بنام ( آستومه ) یا ( سنا ) و مزرعه ای بنام ( رتون) که دراوستا سردارقیدشده . یا ( نخو جار) محل صیدپرندگان .و محلی بنام ( اسپرزه) که میدان سوارکاری بوده . و مزرعه ( پیری) که عنوان جلوتریها رادراوستا دارد. یا مزرعه ( ماردونی) .و صحرای( کورینگان) که محل تجمع اسب سواران بوده وتعدادی دیگر. به نظر شما این نامها آیا اتفاقی است یا دلیل برباستانی بودن محل میباشد. ازراهنمایی شما کمال تشکر رادارم.